اسكندر بيگ تركمان
407
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
متواتر كرده لشكر قزلباشرا كه فوج قليل بودند احاطه نمودند قورخمس خان در آغاز محاربه با چند نفر از جوانان شاملو از صف سپاه بيرون آمد كه چرخچيان را بجنگ ترغيب نمايد گروهى از روميه به او دچار شده درآويختند و يكدو كس از مردم آنولايت كه روگردان شده بروميان پيوسته بودند او را شناخته معاندان را مخبر ساختند و از اطراف و جوانب برو جلو انداختند مشار اليه خود را غريق بحر كارزار يافته دست و پائى را كه مقدورش بود زده گرفتار گشت بعد از گرفتارى او لشكريان دست از محاربه كشيده و راه انهزام پيمودند . اما شاهويردى خان راه لرستان پيش گرفت روميان دست بنهب و غارت [ 272 م ] دراز كردند اهالى همدان و بيچارگان آن ولايت بهم برآمده دست اهل و عيال گرفته ببيغولهها خزيدند جغال اغلى از حوالى همدان گذشته به طرف نهاوند آمده و آنجا را كه يكطرف بلرستان پيوسته است جهة قلعه ساختن اختيار نمود كه هم ولايت قلمرو عليشكر به تصرف درآيد و هم الكاء لرستان در تحت فرمان ايشان باشد . بالجمله قصبه نهاوند را قلعه ساخت و قلعهء ديگر ساخته در سعد وقاص ترتيب داد و حارس و نگهبان و آذوقه و يراق سرانجام نموده مراجعت نمود و رعاياء نهاوند كه اكثر شيعه مذهبند با روميان نمى - آميختند مواضع و مزارع خود را خراب كرده و در اطراف و جوانب پراكنده شدند و در اين آمد و رفت خرابى زيادى بولايت قلمرو عليشكر راه يافته امر و نهب و غارت بوقوع انجاميد جغال اغلى قور - خمس خان را همراه خود ببغداد برده حقيقت حال بخواندگار عرض نموده مورد استحسان گرديد و محرر اين مقالات واقعه مذكور را از تقرير خواجه عبدالرحيم در منى نويسنده سركار قورخمس خان كه در جنگ همراه بود با او تا بغداد رفته از آنجا عود نموده بود در قلم آورد . ذكر احوال امراء خراسان و بعضى حالات كه بعد از مراجعت رايت نصرت نشان دست داد بعد از مراجعت موكب همايون از خراسان بوداق خان و اولاد او دكان امير الامرائى گشوده اجناس مطالب خود را كه در خزاين ضمير داشتند به روى كار آوردند و شاهزاده سلطان حسن را دست آويز خود كرده بعضى از امراء معزول را كه در خراسان مانده بودند بجانب خود خوانده خاطر نشان مردم نمودند كه حضرت اعلى شاهى ظل اللهى بعراق تشريف بردند و از استيلاى روميان فرصت آمدن خراسان نخواهند يافت و ما پادشاهزاده در دست داريم او را بمشهد مقدس معلى برده بر سرير دولت متمكن ميسازيم و بر سر او جمعيت نموده ملك خراسان را ضبط كرده از اعدا صيانت مينمائيم و هر كس اطاعت ما نكند بدفع او پرداخته الكائى او را به ديگرى ميدهيم چون نام شاهزاده در ميان بود جمعى به طرف او رغبت نموده امير الامرائى و ريش سفيدى بوداق خان را پذيرفتند از جمله محمود خان صوفى اغلى استاجلو كه از حكومت نيشابور معزول گشته بود با او اتفاق نموده باستظهار او به نيشابور آمد غازيان استاجلو ملازمان شاه نظر سلطان كوشك اغلى قوم امت خان كه حاكم نيشابور شده بود چون ملازم قديمى محمود خان بودند بجانب او رغبت نموده ولايت نيشابور را به تصرف او دادند .